صفحه اصلی / تازه ها/ بحران نفت در جنگ ایران و آمریکا؛ چگونه یک درگیری منطقهای موتور اقتصاد جهان را فلج میکند؟
بحران نفت در جنگ ایران و آمریکا؛ چگونه یک درگیری منطقهای موتور اقتصاد جهان را فلج میکند؟ 1405/04/24 نظرات: معاملهگر حرفهای، خودِ خبر جنگ را معامله نمیکند؛ او اثر دوم و سوم جنگ را معامله میکند، زیرا سود اصلی دقیقاً در همان نقاط شکل میگیرد. بیایید این زنجیره را قدم به قدم بررسی کنیم و ببینیم در هر مرحله شما به عنوان یک معاملهگر باید چه کنید: قدم اول: شوک عرضه نفت و ترس از کمبود فرض کنید یک موشک شلیک میشود. بازار به خود موشک واکنش نشان نمیدهد، بلکه میپرسد: «آیا عرضه نفت جهان قطع خواهد شد؟» تنگه هرمز روزانه میلیونها بشکه نفت را به دنیا میرساند. اگر پاسخ بازار مثبت باشد، شرکتهای نفتی و پالایشگاهها از روی ترس از کمبود فردا، امروز هجوم به خرید نفت میآورند. این رفتار، قیمتگذاری انتظارات نام دارد. معاملهگر اکنون کجاست و چه کند؟ شما در مرحله ترس هستید. باید اخبار مربوط به تنگه هرمز و حملات به نفتکشها را لحظهبهلحظه زیر نظر بگیرید. اقدام: خرید نفت و سهام شرکتهای نفتی در زمان اصلاح قیمتها. همزمان باید از سهام شرکتهای حملونقل و هواپیمایی که هزینهشان بالا میرود خارج شوید. قدم دوم: شیوع تورم و کاهش قدرت خرید وقتی قیمت نفت دهها درصد افزایش مییابد، مسئله فقط گران شدن بنزین نیست. نفت ماده اولیه هزاران صنعت است. هزینه حملونقل بالا میرود، کارخانهها هزینه تولید بیشتری میپردازند و تمام این هزینهها به جیب مصرفکننده منتقل میشود. تورم قدرت خرید مردم را نابود میکند. وقتی خانوارها پول بیشتری برای انرژی و غذا میپردازند، بودجهای برای خرید کالاهای دیگر باقی نمیماند. فروش شرکتها افت میکند و بازار سهام به سمت ریزش میرود. معاملهگر اکنون کجاست و چه کند؟ شما در مرحله انتقال تورم هستید. باید دادههای تورمی کشورهای بزرگ را رصد کنید. اقدام: فروش سهام شرکتهای کالاهای مصرفی و تکنولوژی. همزمان، سرمایه خود را به سمت کالاهای اساسی (مثل مس و محصولات کشاورزی) که در برابر تورم مقاومت میکنند، حرکت دهید. قدم سوم: تله نرخ بهره و ورود به رکود تورمی بانکهای مرکزی نمیتوانند در برابر این تورم بیتفاوت باشند. آنها برای مهار تورم نرخ بهره را بالا میبرند. وام گرفتن سخت و گران میشود، خرید مسکن متوقف میشود و رشد اقتصادی آهسته میگردد. در اینجا جهان وارد بدترین شرایط یعنی «رکود تورمی» میشود؛ یعنی کالاها گران است، اما اقتصاد راکد شده است. سیاستگذاران در بنبست هستند و این ترس را به بازارها تزریق میکند. معاملهگر اکنون کجاست و چه کند؟ شما در مرحله ترس از رکود هستید. سخنرانیهای روسای بانکهای مرکزی حیاتی است. اقدام: خروج فوری از داراییهای پرریسک. خرید سهام شرکتهای تدافعی مانند دارویی، آب و برق و خواروبار که در هر شرایطی مصرفکننده دارند. در اینجا نباید دنبال سودهای بزرگ باشید، حفظ سرمایه اولویت یافت. قدم چهارم: قدرتگیری دلار و فرار به داراییهای امن در بحران نفتی، چون نفت با دلار معامله میشود، تمام کشورهای واردکننده انرژی مجبورند دلار بخرند. این موضوع ارزش دلار را به شدت بالا میبرد و ارزهای دیگر (مثل یورو و ین ژاپن) سقوط میکنند. همزمان، سرمایهگذاران از نوسانات بازار سهام خسته شده و پول خود را به اوراق قرضه دولتی با سود تضمینی و طلا میبرند. معاملهگر اکنون کجاست و چه کند؟ شما در مرحله جابهجایی پولهای ملی هستید. باید شاخص ارزش دلار را چک کنید. اقدام: در بازار ارز، فروش ارزهای ضعیف در برابر دلار. خروج از بازارهای نوظهور. خرید طلا که هم سد تورم است و هم پناهگاه در برابر جنگ. قدم پنجم: تاثیر بر بورس داخلی و تصمیم نهایی در بورس جهانی، حباب شرکتهای تکنولوژی میترکد. اما در بورس داخلی داستان متفاوت است. با افزایش شدید قیمت دلار، درآمدهای ریالی شرکتهای صادراتمحور (مثل پتروشیمی و فلزات) به شدت بالا میرود و نمادهای صادراتی رشد میکنند، هرچند این رشد بهای سنگینی به نام تورم برای جامعه دارد. اقدام نهایی معاملهگر در بورس: رصد دقیق نرخ ارز. خرید پلهای در نمادهای صادراتی و معدنی. خروج کامل از شرکتهای وارداتمحور و خدماتی که حاشیه سودشان با تورم نابود میشود. نتیجهگیری: شکار در آشوب بحران نفت، داستان یکشبه نیست. اخبار جنگ تنها در چند دقیقه اول نوسان ایجاد میکنند؛ پس از آن، منطق اقتصاد است که بازار را تا ماهها هدایت میکند. سؤال اصلی این نیست که «چه کسی جنگ را میبرد»، بلکه این است که «سرمایه جهانی اکنون به کدام سمت در حال مهاجرت است؟» معاملهگر موفق، کسی است که به جای دنبال کردن تیترهای هیجانی، نقشه حرکت نقدینگی را دنبال میکند. در زمان جنگ، مدیریت ریسک تنها خط قرمز شماست. اهرمها را کم کنید و سبد خود را به داراییهای فیزیکی (طلا و انرژی) و نقدینگی تقسیم کنید تا در کف بازار بتوانید داراییهای باارزش را با قیمتهای ناچیز شکار کنید. آگاهی از جایگاه شما در این زنجیره علت و معلول، تفاوت بین از دست دادن سرمایه و ضربه زدن به بازار است.